تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣
شايسته ببيند مىافكند»، نيست. «١»
تعبير به «علام الغيوب» اين معنى را تأييد مىكند.
و ديگر اين كه: منظور، افكندن حق بر باطل و كوبيدن باطل به وسيله حق است، يعنى حق آن چنان نيروئى دارد كه تمام موانع را از سر راه خود بر مىدارد، و هيچ كس را قدرت مقابله با آن نيست.
و به اين ترتيب، تهديدى است براى مخالفان، كه به مقابله با قرآن بر نخيزند، و بدانند حقانيت قرآن آنها را در هم مىكوبد.
و در اين صورت، شبيه مطلبى است كه: در آيه ١٨ سوره «انبياء» آمده: بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ: «ما حق را بر سر باطل مىكوبيم تا آن را نابود و هلاك سازد، و باطل محو و نابود مىشود».
اين احتمال نيز، داده شده است كه: منظور از تعبير به «قذف» در اينجا نفوذ حقانيت قرآن در نقاط دور و نزديك جهان است، و اشاره به اين كه سرانجام، اين وحى آسمانى جهانگير خواهد شد و همه جا را با نور خود روشن خواهد ساخت.
*** سپس براى تأكيد بيشتر، مىافزايد: «بگو حق آمد و از باطل در برابر آن كارى ساخته نيست، نه كار تازهاى مىتواند انجام دهد و نه برنامه گذشته را تجديد كند» «قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ».»