تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤
«سابِغات» جمع «سابغ» به معنى «زره كامل و فراخ» است، و «اسباغ نعمت» نيز، به معنى فراخى نعمت است.
«سَرد» در اصل به معنى بافتن اشياء خشن، همانند زره است، جمله «وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ» مفهومش، همان رعايت كردن اندازههاى متناسب، در حلقههاى زره و طرز بافتن آن است.
در واقع، خداوند به «داود» دستورى مىدهد كه، بايد سرمشقى براى همه صنعتگران و كارگران با ايمان جهان باشد، دستور محكم كارى و رعايت دقت در كيفيت و كميت در مصنوعات، آن چنان كه مصرفكنندگان به خوبى و راحتى بتوانند از آن استفاده كنند، و از استحكام كامل برخوردار باشد.
به «داود» مىگويد: زره را گشاد و راحت درست كن، تا جنگجو به هنگام پوشيدن، در زندان زره گرفتار نشود، نه حلقهها را بيش از اندازه كوچك و باريك كن كه حالت انعطاف خود را از دست بدهد، و نه زياد درشت و بى قواره كه گاه نوك شمشير و خنجر و نيزه و تير، از آن بگذرد، همه چيزش به اندازه و متناسب باشد.
خلاصه اين كه: خداوند، هم «ماده» اصلى را به مقتضاى «أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ» در اختيار «داود» گذاشت، و هم طرز صورت بخشيدن و ساختن زره را به او آموزش داد، تا محصولى كامل از اين «ماده» و «صورت» فراهم گردد.
و در پايان آيه، «داود» و خاندانش را مخاطب ساخته مىگويد: «عمل صالح به جا آوريد كه من نسبت به آنچه انجام مىدهيد، بصير و بينا هستم» «وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ».
مخاطب در آغاز آيه تنها داود است، و در پايان، او و خاندانش يا او و قومش مىباشد، چرا كه همه اين مسائل، مقدمه براى عمل صالح است، هدف، ساختن