تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٦
كند، و خانه تندرستى است براى آن كس كه از آن چيزى بفهمد، و سراى بى نيازى است براى آن كس كه از آن توشه بر گيرد، و محل اندرز است، براى آن كه از آن اندرز گيرد، مسجد دوستان خدا است، نماز گاه فرشتگان پروردگار، و محل نزول وحى الهى، و تجارتخانه اولياءء حق است». «١»
كوتاه سخن اين كه: مطالعه و بررسى وضع اين جهان به خوبى گواهى مىدهد بر اين كه: عالم ديگرى پشت سر آن است: وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ: «شما نشأه اولى و آفرينش خود را در اين دنيا ديديد، چرا متذكر نمىشويد كه از پى آن جهان ديگرى است»؟. «٢»
ب- برهان عدالت
دقت در نظام هستى و قوانين آفرينش، نشان مىدهد همه چيز آن حسابشده است.
در سازمان تن ما آن چنان نظام عادلانهاى حكمفرما است كه هر گاه كمترين تغيير و ناموزونى رخ مىدهد، سبب بيمارى يا مرگ مىشود، حركات قلب ما، گردش خون ما، پردههاى چشم ما و جزء، جزء سلولهاى تن ما مشمول همان نظام دقيق است كه در كل عالم حكومت مىكند: وَ بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الأَرْضُ: «آسمانها و زمين به وسيله عدالت بر پا است» «٣» آيا انسان مىتواند يك وصله ناجور در اين عالم پهناور باشد؟!
درست است كه: خداوند به انسان آزادى اراده و اختيار داده تا او را بيازمايد و در سايه آن مسير تكامل را طى كند، ولى اگر انسان از آزادى سوء استفاده كرد، چه مىشود؟ اگر ظالمان و ستمگران، گمراهان و گمراهكنندگان، با سوء استفاده از