تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢
پاسخ اين سؤال، روشن است، زيرا اين گونه احكام نظر به توده انسانها و اكثريت قاطع آنها دارد، و پيامبران، امامان و صالحان كه در اقليّتاند مسلماً از آن خارج مىباشند، خلاصه، هر حكمى استثنائى دارد، و آنها از اين حكم مستثنى هستند.
اين درست، به آن مىماند كه: مىگوئيم اهل جهان غافلند، حريصند، و مغرورند، منظور اكثريت آنها است، در آيه ٤١ سوره «روم» مىخوانيم: ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ: «فساد در خشكى و دريا به خاطر اعمال مردم آشكار شد، خدا مىخواهد: بعضى از نتائج اعمال آنها را به آنها بچشاند، شايد باز گردند»!
بديهى است، فساد نتيجه اعمال همه مردم نيست، بلكه نظر به اكثريت است.
آيه ٢٣ همين سوره، كه انسانها را به سه گروه «ظالم» و «ميانهرو» و «سابق بالخيرات» (نيكان و پاكان) تقسيم مىكند، شاهد ديگرى بر اين معنى است.
بنابراين، آيه فوق هيچ گونه منافاتى با مسأله «عصمت» انبياء ندارد.
ديگر اين كه: آيا تعبير به «دابة» (جنبنده) در آيه فوق، شامل غير انسانها نيز مىشود، يعنى آنان هم، به خاطر مجازات انسانها از ميان خواهند رفت؟!
پاسخ اين سؤال با توجه به اين نكته كه، فلسفه وجود جنبندگان ديگر بهرهگيرى انسانها از آنان است و هنگامى كه نسل بشر، بر چيده شود ضرورتى براى وجود آنها نيست، روشن است. «١»
سرانجام، اين بحث را با حديثى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در تفسير آيه اخير وارد