تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٠
نزول قطرههاى حياتبخش باران، و به دنبال آن، زنده شدن زمينهاى مرده حاكم است، خود بهترين دليل، و بهترين گواه بر اين حقيقت است كه، دست قدرت حكيمى در پشت اين دستگاه قرار دارد، و آن را تدبير مىكند.
نخست، به بادهاى گرم و داغ دستور مىدهد، از مناطق استوائى به سوى مناطق سرد حركت كنند، و در مسير خود آب درياها را بخار كرده، به آسمان فرستند، سپس به جريانهاى منظم سرد قطبى كه دائماً در جهت مخالف جريان اول، حركت مىكنند، دستور مىدهد بخارات حاصله را جمعآورى كرده و ابرها را تشكيل دهند.
باز به همان بادها دستور مىدهد، ابرها را بر دوش خود حمل كنند، و به سوى بيابانهاى مرده گسيل دارند، تا قطرات زندهكننده باران، از آنها سرازير گردد.
آن گاه به شرائط خاص زمين، و بذرهاى گياهانى كه در آن افشانده شده، فرمان پذيرش آب، و نمو و رويش مىدهد، و از موجودى ظاهراً پست و بىارزش، موجوداتى زنده و بسيار متنوع و زيبا، خرم و سرسبز، مفيد و پر بار، به وجود مىآورد، كه هم دليلى است بر قدرت او، و هم گواهى است بر حكمت او، و هم نشانهاى است از رستاخيز بزرگ!
در حقيقت، آيه فوق، از چند جهت دعوت به توحيد مىكند:
از نظر «برهان نظم»، و از نظر «برهان حركت»، كه هر موجود متحركى محركى مىخواهد، و از نظر بيان نعمتها كه از جهت فطرى انگيزهاى است براى شكر منعم.
و از جهاتى نيز دليل بر مسأله «معاد» است:
از نظر سير تكاملى موجودات، و از نظر پديدار شدن چهره حيات از زمين