تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
نمىرساند بايد راهى به پيش بگشايد.
به علاوه، معمولًا سد را در جائى ايجاد مىكنند كه طرف راست و چپ آن بسته است تنها گذرگاهى ميان آن دو قرار دارد كه با ايجاد سد، آن گذرگاه نيز بسته مىشود، و عملًا انسان در محاصره قرار مىگيرد.
*** ٣- محروميت از سير آفاقى و انفسى
براى شناخت خداوند، معمولًا دو راه براى مطالعه وجود دارد، مطالعه در نشانههاى خدا كه در جسم و جان انسان است، و آن را «آيات انفسى» مىنامند، و مطالعه در آياتى كه در بيرون وجودِ او، در زمين و آسمان و ثوابت و سيارات و كوه و دريا وجود دارد، و آن را «آيات آفاقى» مىگويند، كه قرآن مجيد در آيه ٥٣ سوره «فصلت» به آن اشاره كرده، مىفرمايد: سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ: «به زودى آيات خود را در آفاق و انفس به آنها نشان مىدهيم تا براى آنها ثابت شود كه خداوند حق است».
هنگامى كه قدرت شناخت انسان از كار مىافتد، هم طريق مشاهده آيات انفسى بر او بسته مىشود، و هم مشاهده آيات آفاقى.
در آيات فوق جمله «إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ» اشاره به معنى اول است، زيرا غلها چنان سر آنها را به بالا نگاه مىدارد كه حتى قدرت ديدن خويشتن را ندارند، و سدهاى پيش و پس، چنان چشم آنها را از مشاهده اطراف خود باز مىدارد كه هر چه نگاه مىكنند جز ديوار سد، چيزى را نمىبينند، و از مشاهده آيات آفاقى محروم مىشوند.
***