تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧
و نيز در حديثى ديگر از همان حضرت عليه السلام آمده است كه فرمود: فِيمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلى مُوسى عليه السلام يا مُوسَى! اشْكُرْنِي حَقَّ شُكْرِي، فَقالَ يا رَبِّ! وَكَيْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ وَ لَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلَّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ؟ قالَ يا مُوسى! الآنَ شَكَرْتَنِي حِينَ عَلِمْتَ أَنَّ ذلِكَ مِنِّي!: «خداوند متعال به موسى وحى كرد: اى موسى! حق شكر مرا به جاى آور، عرض كرد: چگونه حق شكر تو را به جا آورم در حالى كه هر شكرى به جا آورم به خاطر آن نعمت تازهاى به من دادهاى؟ فرمود: اى موسى الان شكر مرا به جاى آوردى، چون مىدانى همين توفيق نيز از من است»!. «١»
توجه به اين نكته نيز لازم است كه: تشكر و قدردانى از كسانى كه وسيله نعمتى براى انسان هستند نيز، شعبهاى از شكر خداست، چنان كه امام سجاد على بن الحسين عليهما السلام مىفرمايد: «روز قيامت كه مىشود، خداوند متعال به بعضى از بندگانش مىگويد: آيا شكر فلان كس را به جاى آوردى؟ عرض مىكند: پروردگارا! من شكر تو را به جاى آوردم، خداوند مىفرمايد: چون شكر او را به جا نياوردى شكر مرا به جا نياوردهاى»!.
سپس افزود: أَشْكَرُكُمْ لِلَّهِ أَشْكَرُكُمْ لِلنَّاسِ: «از همه شما شكرگزارتر در پيشگاه خدا، كسى است كه، بيشتر از نعمتها و زحمات مردم قدردانى و شكرگزارى كند». «٢»
درباره حقيقت «شكر»، و اين كه: چگونه مايه فزونى نعمت، و «كفر» مايه فناى آن است، بحث مشروحى در جلد «دهم» ذيل آيه ٧ سوره «ابراهيم» آوردهايم. «٣»
***