تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩
نظير همين معنى، با تفاوت مختصرى در روايات ديگر، نيز وارد شده است: از جمله در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: مَنْ أَطاعَ رَجُلًا فِي مَعْصِيَةٍ فَقَدْ عَبَدَهُ: «كسى كه انسانى را در معصيت پروردگار اطاعت كند، او را پرستش كرده»! «١»
و در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام آمده است: مَنْ أَصْغى إِلى ناطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطانَ: «كسى كه به سخنگوئى گوش فرا دهد (و سخنش را بپذيرد) او را پرستش كرده! اگر ناطق، حكم خدا را مىگويد: پرستش خدا كرده، و اگر از سوى شيطان سخن مىگويد، پرستش شيطان كرده است»! «٢»
*** در آيه بعد، براى تأكيد بيشتر، و بيان آنچه وظيفه فرزندان آدم است مىفرمايد: «آيا من با شما عهد نكردم كه مرا بپرستيد و از من اطاعت كنيد كه راه مستقيم همين است» «وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ».
از يكسو، پيمان گرفته كه اطاعت شيطان نكنند، چرا كه او دشمنى و عداوت خود را از روز نخست، آشكار ساخته، كدام عاقل به فرمان دشمن ديرينه و آشكارش ترتيب اثر مىدهد؟
و در مقابل، پيمان گرفته، كه از او اطاعت كنند، و دليلش را اين قرار مىدهد كه: «صراط مستقيم همين است» و اين در حقيقت بهترين محرك انسانها است، چرا كه فى المثل هر كس در وسط بيابان خشك و سوزانى گرفتار شود، و جان خود، همسر و فرزند و اموالش را در خطر دزدان و گرگان ببيند، مهمترين چيزى كه به آن مىانديشد، پيدا كردن راه مستقيم به سوى مقصد است، راهى كه سريعتر