تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
در برابر اين سؤال، پاسخهاى متعددى مطرح كردهاند، آنچه نزديكتر به نظر مىرسد، اين است:
هنگامى كه بدن انسان تبديل به خاك شد، صورت خود را از دست مىدهد، و در قيامت كه باز مىگردد همان مواد پيشين، صورتى مانند صورت اول را به خود مىگيرد، يعنى ماده، همان ماده است ولى صورت شبيه صورت گذشته، چرا كه عين آن صورت، مخصوصاً با توجه به قيد زمان، امكان بازگشت ندارد، به خصوص اين كه: مىدانيم در رستاخيز، انسانها با تمام كيفيات گذشته محشور نمىشوند، مثلًا پيران به صورت جوان، و معلولان به صورت سالم خواهند بود.
و به تعبير ديگر: بدن انسانها همانند خشتى است كه از هم متلاشى مىشود، و خاك آن را جمع مىكنند، و بار ديگر به صورت گل در آورده، و در قالب مىريزند، و خشت تازه از آن مىزنند.
اين خشت نوين، از يك نظر عين همان است و از يك نظر مثل آن (مادهاش همان ماده و صورتش مانند آن صورت است دقت كنيد). «١»
*** آيه بعد، تأكيدى است بر آنچه در آيات قبل گذشت، تأكيدى است بر اين حقيقت كه هر گونه ايجادى در برابر اراده و قدرت او، سهل و آسان است، ايجاد آسمانهاى عظيم، و كره خاكى، با ايجاد يك حشره كوچك براى او يكسان است