تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٠
اسفا بر آنها! كه چراغهاى هدايت خويش را شكستند!
بيچاره و محروم از سعادت، آن گروهى كه نه تنها گوش هوش به نداى رهبران ندهند، بلكه به استهزاء و سخريه آنها بر خيزند، سپس آنها را از دم شمشير بگذرانند، در حالى كه آنها سرنوشت شوم طغيانگران بىايمان را قبل از خود ديده بودند، و سرانجام دردناكشان را با گوش شنيده، يا در صفحات تاريخ خوانده بودند، اما كمترين عبرتى نگرفتند، و درست در همان وادى گام نهادند، و به همان سرنوشت گرفتار شدند!
روشن است، اين جمله، گفتار خدا است چون تمام اين آيات از سوى او بيان مىشود، ولى البته جمله «حسرت» به معنى ناراحتى درونى در برابر حوادثى كه كارى از دست انسان در مورد آن ساخته نيست، درباره خداوند معنى ندارد، همان گونه كه «خشم» و «غضب» و مانند آن نيز به مفهوم حقيقى در مورد او وجود ندارد، بلكه منظور اين است: حال اين تيرهروزان چنان بود كه هر انسانى از وضع آنها آگاه مىشد، متأسف و متأثر مىگشت كه، چرا با اين همه وسائل نجات در اين گرداب هولناك غرق شوند؟!. «١»
تعبير به «عِباد» (بندگان خدا) اشاره به اين است كه: تعجب از اين است كه بندگان خدا كه غرق نعمتهاى او هستند، دست به چنين جناياتى زدند.
*** نكتهها:
اول- داستان رسولان «انطاكيه»
«انطاكيه» يكى از قديمىترين شهرهاى «شام» است كه به گفته بعضى در سيصد سال قبل از مسيح عليه السلام بنا گرديد، اين شهر در روزگار قديم، از حيث