تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٧
اين موهبت الهى، به راه خود ادامه دادند عدل خداوند چه اقتضاء مىكند؟
درست است كه: گروهى از بدكاران در اين دنيا مجازات مىشوند و به كيفر اعمال خود- يا لااقل قسمتى از آن- مىرسند، اما مسلماً چنان نيست كه همه مجرمان، همه كيفر خود را ببينند، و همه پاكان و نيكان به پاداش اعمال خود در اين جهان برسند.
آيا ممكن است: اين دو گروه در كفّه عدالت پروردگار يكسان باشند؟ به گفته قرآن مجيد: أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ* ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ: «آيا كسانى را كه در برابر قانون خدا به حق و عدالت تسليماند همچون مجرمان قرار دهيم* چگونه حكم مىكنيد»؟. «١»
و در جاى ديگر مىفرمايد: أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ: «آيا ممكن است پرهيزگاران را همچون فاجران قرار دهيم»؟. «٢»
به هر حال، تفاوت انسانها در اطاعت فرمان حق، جاى ترديد نيست همان گونه كه عدم كفايت دادگاه «مكافات اين جهان» و «محكمه وجدان» و «عكسالعملهاى گناهان» براى برقرارى عدالت نيز، به تنهائى كافى به نظر نمىرسد.
بنابراين، بايد قبول كرد: براى اجراى عدالت الهى لازم است محكمه و دادگاه عدل عامى باشد، كه سر سوزن كار نيك و بد در آنجا حساب شود، و گرنه، اصل عدالت تأمين نخواهد شد.
از اين رو بايد پذيرفت: قبول عدل خدا، مساوى است با قبول وجود معاد و رستاخيز، قرآن مجيد مىگويد: وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ: «ما