تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦
جالب اين كه، «هدايت» را با كلمه «على» ذكر كرده، و «ضلالت» را با «فى»، اشاره به اين كه: هدايتيافتگان گوئى بر مركب را هوارى نشسته، و يا بر فراز بلندى قرار گرفته و كاملًا بر همه چيز مسلطند، در حالى كه گمراهان در گمراهى و ظلمت جهلشان، فرو رفتهاند.
اين نيز قابل توجه است كه، نخست از «هدايت» سخن گفته، سپس از «ضلالت»؛ چرا كه در آغاز جمله، نخست مىگويد: «ما» و بعد مىگويد «شما» تا اشاره لطيف و كمرنگى به هدايت گروه اول، و عدم هدايت گروه دوم باشد!.
گر چه توصيف «مبين» را جمعى از مفسران، تنها مربوط به «ضلال» مىدانند؛ چرا كه ضلالت انواعى دارد، و ضلالت شرك، از همه آشكارتر است.
ولى، اين احتمال نيز وجود دارد كه: اين توصيف براى «هدايت» و «ضلالت» هر دو باشد، زيرا در اين گونه موارد، در كلمات فصحا «وصف» تكرار نمىشود، بنابراين، هم «هدايت» توصيف به «مبين» شده است، و هم «ضلالت»، همان گونه كه در ساير آيات قرآن اين توصيف، در هر دو قسمت ديده مىشود. «١»
*** آيه بعد، باز همان استدلال را به شكل ديگرى- با همان لحن منصفانهاى كه خصم را از مركب لجاجت و غرور فرود آورد- ادامه مىدهد، مىگويد: «بگو شما مسئول گناهان ما نيستيد، و ما نيز در برابر اعمال شما مسئول نخواهيم بود» «قُلْ لاتُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لانُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ».
عجب اين كه، در اينجا پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور است در مورد خودش، تعبير «جرم» كند، و در مورد مخالفان تعبير به كارهائى كه انجام مىدهند! و به اين