تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩
و در يك سوره، (سوره كهف) اين حمد و ستايش به خاطر نزول قرآن بر قلب پاك پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد.
در حالى كه در سوره «حمد» تعبير جامعى شده، كه همه اين امور را در بر مىگيرد: «الحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».
به هر حال، سخن در آغاز سوره «سبأ» از حمد و ستايش خدا است، به خاطر مالكيت و حاكميت او در دنيا و آخرت، مىفرمايد: «حمد مخصوص خداوندى است، كه تمام آنچه در آسمانها و زمين است از آن او است» «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَهُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الأَرْضِ».
«و نيز حمد و سپاس براى او در سراى آخرت است» «وَ لَهُ الْحَمْدُ فِى الآخِرَةِ».
به اين ترتيب، حاكميت و مالكيت هر دو جهان، از آن او است، هر نعمتى، هر موهبتى، هر فايده و بركتى، و هر خلقت موزون، شگرف و عجيبى، همه تعلق به ذات پاك او دارد، و به همين دليل «حمد» كه حقيقتش، ستايش به خاطر «كارهاى نيك اختيارى» است، همه به او باز مىگردد، و اگر مخلوقاتى نيز شايسته حمد و ستايشاند، آنها نيز، پرتوى از وجود او، و شعاعى از افعال و صفات او هستند.
بنابراين، هر كس در اين عالم، مدح و ستايش از چيزى كند، اين حمد و ستايش، سرانجام به ذات پاك او بر مىگردد، و به گفته شاعر:
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست عاشقم بر همه عالم، كه همه عالم از او است
و در پايان آيه مىافزايد: «او حكيم و خبير است» «وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ».
بر اساس حكمت بالغه اوست كه، اين نظام عجيب، بر جهان حكومت