تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩
عرض كرد: نمىدانم.
فرمود: لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمُ اكْتَسَبَ الْمَالَ مِنْ حِلِّهِ وَ أَنْفَقَهُ فِي حِلِّهِ لَمْيُنْفِقْ دِرْهَماً إِلَّا أَخْلَفَ عَلَيْهِ: «اگر كسى از شما مال حلالى به دست آورد، و در راه حلال انفاق كند، هيچ درهمى را انفاق نمىكند، مگر اين كه، خدا عوضش را به او مىدهد». «١»
*** ٢- اموال خود را بيمه الهى كنيد
يكى از مفسران در اينجا تحليل جالبى دارد، مىگويد:
عجب اين است: تاجر هنگامى كه بداند يكى از اموالش در معرض تلف است، حاضر است آن را حتى به صورت نسيه، بفروشد، هر چند طرف فقير باشد، مىگويد: اين بهتر از اين است كه بگذارم و نابود شود.
و اگر تاجرى در چنين شرايطى اقدام به فروش اموالش نكند، تا نابود شود، او را «خطاكار» مىشمرند!
و اگر در چنين شرائطى، خريدارِ سرمايهدارى پيدا شود، و به او نفروشد او را «بىعقل» معرفى مىكنند.
و اگر علاوه بر همه اينها، خريدار با داشتن تمكن مالى همه گونه وثيقه بسپارد، و سند قابل اطمينانى نيز بنويسد، در عين حال به او نفروشد «ديوانه» اش مىخوانند!
ولى تعجب در اين است كه، همه ما اين كارها را انجام مىدهيم، و هيچ كس آن را جنون نمىشمرد!
زيرا تمام اموال ما قطعاً در معرض زوال است، و خواه ناخواه از دست ما بيرون خواهد رفت، و انفاق كردن در راه خدا، يك نوع وام دادن به او است، و