تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥
زمينهساز مسأله «معاد» بود، زيرا چنانكه خواهيم ديد: مشكلات بحث معاد جز از طريق علم بى پايان حق، حل نمىشود.
لذا، در آيات مورد بحث، نخست مىگويد: «كافران گفتند: اين دروغ است كه قيامتى در پيش داريم، هرگز قيامت به سراغ ما نمىآيد» «وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لاتَأْتِينَا السَّاعَةُ».
نه تنها ما، براى هيچ يك از انسانها قيامتى در كار نيست!
آنها مىخواستند از اين طريق، آزادى عمل پيدا كنند، و هر كارى از دستشان ساخته است،- به اين اميد كه حساب و كتاب و عدل و دادى در كار نيست- انجام دهند.
اما از آنجا كه دلائل قيامت، روشن است، قرآن با يك جمله قاطع و به صورت بيان نتيجه، به پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد: «بگو، آرى، به پروردگارم سوگند، كه قيامت به سراغ همه شما خواهد آمد» «قُلْ بَلى وَ رَبِّى لَتَأْتِيَنَّكُمْ».
تكيه روى كلمه «ربّ»، به خاطر اين است كه: «قيامت» از شئون «ربوبيت» است، چگونه ممكن است، خداوند، مالك و مربى انسانها باشد، و آنها را در مسير تكامل پيش ببرد، اما نيمهكاره رها كند، و با مرگ، همه چيز پايان گيرد، و زندگى او بىهدف و آفرينش وى، هيچ و پوچ شود؟!
در سوره «تغابن» آيه ٧ نيز، روى همين وصف، تكيه كرده، مىفرمايد: زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْيُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَ رَبِّى لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ: «كافران چنين پنداشتند: هرگز برانگيخته نمىشوند، بگو: آرى به پروردگارم سوگند، همگى، در قيامت مبعوث مىشويد، سپس همه شما از اعمالتان و نتائج آن آگاه خواهيد شد»!
و از آنجا كه يكى از اشكالات مخالفان معاد، اين بوده كه: به هنگام خاك