تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥
نكتهها:
ارزيابى ارزشها!
مسأله مهم در زندگانى افراد و جامعهها مسأله «معيارهاى سنجش»، و نظام ارزشى حاكم بر فرهنگ آن جامعه است.
زيرا تمام حركتها در زندگى فرد و جمع، از همين نظام ارزشى سرچشمه مىگيرد، و براى آفريدن اين ارزشها است.
اشتباه يك قوم و ملت در اين مسأله، و روى آوردن به ارزشهاى خيالى و بىاساس، كافى است، تاريخ آنها را به تباهى بكشد، و درك ارزشهاى واقعى و معيارهاى راستين، محكمترين زيربناى كاخ سعادت آنها است.
دنيا پرستان مغرور، ارزش را تنها منحصر در مال و قدرتهاى مادى و نفرات خود مىدانند، حتى معيار شخصيت در پيشگاه خدا را در اين چهار چوب تصور مىكنند، چنان كه در آيات فوق، نمونهاى از آن ديديم، و نمونههاى فراوان ديگرى از آن در قرآن مجيد به چشم مىخورد:
١- «فرعون» جبّار و زر و زورپرست، به اطرافيانش مىگويد: من باور نمىكنم «موسى» از طرف خدا باشد، اگر راست مىگويد «پس چرا دست بندهاى طلا به او داده نشده است»؟! (فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ). «١»
او حتى نداشتن چنين زر و زيورى را دليل بر پستى مقام موسى عليه السلام مىشمرد، و مىگويد: (أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ). «٢»
٢- مشركان عصر پيامبر صلى الله عليه و آله از اين كه قرآن به مرد تهيدستى نازل شده تعجب مىكردند، و مىگفتند: لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ: «چرا اين قرآن بر شخصيت بزرگ و مرد ثروتمندى از سرزمين مكّه يا