تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧
ترتيب، اين حقيقت را روشن مىسازد كه هر كس، بايد پاسخگوى اعمال و كردار خويش باشد؛ چرا كه نتائج اعمال هر انسانى، چه زشت و چه زيبا به خود او مىرسد.
ضمناً اشاره لطيفى به اين نكته نيز دارد كه، اگر ما اصرار به راهنمائى شما داريم نه به خاطر اين است كه گناه شما را پاى ما مىنويسند، و يا شرك شما ضررى به ما مىزند، ما روى دلسوزى و حقجوئى و حقطلبى بر اين كار اصرار مىورزيم.
*** آيه بعد، در حقيقت بيان نتيجه دو آيه قبل است؛ زيرا هنگامى كه به آنها اخطار كرد كه: يكى از ما دو گروه بر حق و ديگرى بر باطليم، و نيز اخطار كرد كه:
هر كدام از ما مسئول اعمال خويشتن هستيم، به بيان اين حقيقت مىپردازد كه:
چگونه به وضع همگى رسيدگى مىشود، و حق و باطل از هم جدا مىگردد، و هر كدام بر طبق مسئوليتهايشان پاداش و كيفر مىبينند، مىفرمايد: «به آنها بگو:
پروردگارِ ما، همه ما را در روز رستاخيز جمع مىكند، سپس در ميان ما به حق داورى مىكند» و ما را از يكديگر جدا مىسازد، تا هدايت شدگان از گمراهان، باز شناخته شوند، و هر كدام به نتيجه اعمالشان برسند «قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنا رَبُّنا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا بِالْحَقِّ».
اگر مىبينيد امروز، همه با هم آميختهاند، و هر كسى ادعا مىكند: من بر حقم و اهل نجاتم، اين وضع، براى هميشه ادامه پيدا نخواهد كرد، و سرانجام روز جدائى صفوف فرا خواهد رسيد، چرا كه «ربوبيت» پروردگار، چنين اقتضاء مىكند كه «سره» از «ناسره» و «خالص» از «ناخالص» و «حق» از «باطل» جدا شوند، و هر كدام در بستر خويش قرار گيرند.