تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧
پائين است، «عرجون قديم» نيز همين گونه است.
در حقيقت، اين شباهت در جهات مختلف ظاهر مىشود:
از نظر هلالى بودن چوب خوشه خرما، از نظر زرد رنگ بودن، از نظر پژمردگى، از نظر تمايل نوك قوس آن به طرف پائين، و از نظر قرار گرفتن در ميان توده سبز رنگ شاخههاى درخت «نخل» كه بىشباهت به قرار گرفتن هلال آخرين شب، در ميان آسمان تيره رنگ نيست.
و توصيف آن به «قديم» اشاره به كهنگى آن است؛ زيرا هر قدر اين شاخهها كهنهتر مىشود، باريكتر، پژمردهتر، و زرد رنگتر، مىشود و شباهت بيشترى به هلال آخر ماه، پيدا مىكند، سبحان اللّه كه در يك تعبير كوتاه چه ظرافتها و چه زيبائيها نهفته شده است؟!
*** آخرين آيه مورد بحث، سخن از ثبات و دوام اين نظم سال و ماه، و شب و روز، است، پروردگار، آن چنان برنامهاى براى آنها تنظيم كرده كه كمترين دگرگونى در وضع آنها، پيدا نمىشود، و تاريخ بشر، به خاطر همين ثبات، كاملًا تنظيم مىگردد.
مىفرمايد: «نه براى خورشيد سزاوار است كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى مىگيرد، و هر كدام از آنها در مسير خود شناورند»! «لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ».
مىدانيم: خورشيد دوران خود را در برجهاى دوازدهگانه در يك سال طى مىكند، در حالى كه كره ماه، منزلگاههاى خويش را در يك ماه طى مىكند.
بنابراين، حركت دورانى ماه، در مسيرش دوازده بار از حركت خورشيد در مدارش سريعتر است، لذا مىفرمايد: خورشيد هرگز در حركت خود، به پاى ماه