تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٦
كه براى بيدارى و تذكر انسان كافى است، تعبيرات گوناگونى وارد شده است:
در بعضى به شصت سال تفسير شده، چنان كه در حديثى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: مَنْ عَمَّرَهُ اللَّهُ سِتِّيْنَ سَنَةً فَقَدْ أَعْذَرَ إِلَيْهِ: «كسى كه خدا شصت سال عمر به او داده، راه عذر را بر او بسته». «١»
همين معنى از امير مؤمنان على عليه السلام نيز نقل شده است. «٢»
در حديث ديگرى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: إذَا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ نُودِىَ (أَيْنَ) أَبْناءُ السِّتِّيْنَ؟ وَ هُوَ الْعُمْرُ الَّذِى قالَ اللَّهُ فِيْهِ: أَوَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيْهِ مَنْ تَذَكَّرَ:
«هنگامى كه روز قيامت شود، منادى ندا كند، انسانهاى شصت ساله كجا هستند؟ اين همان عمرى است كه خداوند درباره آن فرموده: آيا ما شما را به مقدارى كه افراد متذكر شوند، عمر نداديم»؟! «٣»
ولى در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مقدار آن فقط، هيجده سال تعيين شده است. «٤»
البته ممكن است روايت اخير اشاره به حداقل، و روايات قبل اشاره به حداكثر باشد، بنابراين، منافاتى ميان اين روايات نيست، حتى بر سنين ديگر نيز- به تفاوت افراد- قابل تطبيق است، و به هر حال، گستردگى مفهوم آيه، محفوظ خواهد بود.
*** در آخرين آيه مورد بحث، به تقاضائى كه كفار در دوزخ براى بازگشت به دنيا دارند چنين پاسخ مىگويد: «خداوند غيب آسمانها و زمين را مىداند، چنين