تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١
تفسير:
آسمانها و زمين با دست قدرت او برپاست!
به دنبال بحثهائى كه در آيات گذشته پيرامون سرنوشت كفار و مشركان آمده بود، در آيات مورد بحث از طريق ديگرى آنها را مورد باز خواست قرار داده، بطلان طريقه آنها را با دلائل آشكارى روشن مىسازد: نخست مىگويد: «او كسى است كه شما را جانشينان در زمين قرار داد» «هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِي الأَرْضِ».
«خَلائِفَ» در اينجا خواه به معنى جانشينان و نمايندگان خدا در زمين باشد، خواه به معنى جانشينان اقوام پيشين (هر چند معنى دوم در اينجا نزديكتر به نظر مىرسد) دليل بر نهايت لطف خداوند بر انسانهاست كه همه امكانات زندگى را در اختيار آنها گذاشته است.
او عقل و شعور و فكر و هوش داده، او انواع نيروهاى جسمانى را به انسان ارزانى داشته، او صفحه روى زمين را مملو از انواع نعمتها كرده، و او طريقه استفاده كردن از اين امكانات را به انسان آموخته است، با اين حال چگونه ولى نعمت اصلى خود را فراموش كرده، دست به دامن معبودهاى خرافى و ساختگى مىزند؟!
در حقيقت، اين جمله بيان «توحيد ربوبيت» است كه خود دليلى بر «توحيد عبادت» مىباشد.
اين جمله، در ضمن، هشدارى است به همه انسانها كه بدانند دوران آنها ابدى و جاودانى نيست، همان گونه كه آنها جانشين اقوام ديگر شدند، پس از چند روزى آنها نيز مىروند و اقوام ديگرى جانشين آنها خواهند شد، لذا درست بايد بنگرند كه در اين چند روز زندگى، چه مىكنند؟ چه آيندهاى را براى خود