تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٥
منظور برانگيختن فطرت و عواطف انسانها براى شكرگزارى در برابر نعمتهاى بىپايانى است كه گوشهاى از آن در آيات فوق آمده است، و چنان كه مىدانيم «لزوم شكر منعم» پايهاى است براى «معرفة اللّه» چرا كه شكر، بدون شناخت بخشنده نعمت، امكانپذير نيست، به علاوه، مطالعه اين نعمتها و اين كه: هرگز بتها در آن دخالت و تأثيرى ندارند وسيلهاى خواهد بود براى ابطال شرك.
*** لذا در آيات بعد، به تشريح حال مشركان پرداخته چنين مىگويد: «آنها غير از خدا معبودانى براى خويش برگزيدند، به اين اميد كه از سوى آنها يارى شوند» (و مورد حمايت بتان قرار گيرند) «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ».
چه خيال خام و فكر باطلى؟ كه اين موجودات ضعيف را كه هيچ قدرتى بر دفاع از خويشتن ندارند- چه رسد به ديگران- در كنار خالق زمين و آسمان و بخشنده آن همه مواهب قرار دهند، و در حوادث مشكل زندگى از آنان يارى طلبند؟
آرى، آنها گاه، براى اين به سراغ بتها مىرفتند كه مايه عزتشان باشد: «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً». «١»
و گاه، آنها را شفيعان در درگاه خداوند مىپنداشتند: وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لايَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ: «آنها غير از خدا موجوداتى را مىپرستند كه نه زيانى مىتوانند به آنها برسانند و نه سودى، مىگويند: اينها شفيعان ما در درگاه خدا هستند»! «٢»
به هر حال، تمام اين پندارها نقش بر آب است، و چنان كه قرآن در آيه ١٩٢ سوره «اعراف» مىفرمايد: «اين بتان نه مىتوانند عابدانشان را يارى كنند، و نه