تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠
هرگز تشويق به گناه نمىكند، همان گونه كه غضبش، نمىتواند سبب يأس گردد.
«غَرُور» (بر وزن جسور) صيغه مبالغه، و به معنى موجودى است فوق العاده فريبكار، و منظور از آن در اينجا ممكن است: هر عامل فريبكارى باشد، همان گونه كه ممكن است منظور خصوص شيطان باشد.
البته معنى دوم، با آيه بعد مناسبتر است، به خصوص اين كه: كراراً در آيات قرآن «فريب و غرور» به شيطان نسبت داده شده است.
بعضى از مفسران، در اينجا تحليلى دارند كه: خلاصهاش چنين است:
افرادى كه در برابر عوامل فريب قرار مىگيرند، سه گروهند:
گروهى به قدرى ناتوان و ضعيفند كه به مختصر چيزى فريب مىخورند.
گروهى كه، از اينها نيرومندترند، تنها به وسيله زرق و برق دنيا فريفته نمىشوند، بلكه اگر وسوسهگرى نيرومند آنها را تحريك كند، و مفاسد اعمالشان را در نظرشان سبك سازد، فريب مىخورند، و لذات زود گذر، از يكسو، و وسوسهها از سوى ديگر، آنها را تشويق به انجام اعمال زشت مىكند.
گروه سومى، كه از اينها هم نيرومندتر و پرمايهترند، نه خود مغرور مىشوند، و نه كسى مىتواند آنها را بفريبد.
جمله «لا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا» اشاره به گروه اول است، و جمله «وَ لايَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ» اشاره به گروه دوم، و اما گروه سوم، در حقيقت داخل در عنوان «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ» مىباشند. «١»
*** آيه بعد، هشدارى است به همه مؤمنان، در ارتباط با مسأله وسوسههاى شيطان، كه در آيه قبل مطرح شده بود، مىگويد: «شيطان به طور مسلم دشمن