تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢
جاودانى نيست، حتى اين سيارات عظيم، با آن همه نور و روشنائى سرانجام تاريك مىشوند و از كار مىافتند.
لذا، به دنبال بحث تسخير مىافزايد: «هر كدام از اين دو، تا زمان مشخصى كه براى آنها تعيين شده، به حركت خود ادامه مىدهند» «كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمّىً».
و به مقتضاى «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ* وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ» «١»
سرانجام همگى رو به تاريكى و خاموشى خواهند نهاد.
بعضى از مفسران، تفسير ديگرى براى «أَجَلٍ مُسَمّى» (سرآمد معين) كردهاند، و آن حركتِ دوريه خورشيد و ماه است، كه اولى در يك سال تمام، و دومى در يك ماه پايان مىگيرد. «٢»
ولى، با توجه به موارد استعمال اين تعبير در آيات متعددى از آيات قرآن مجيد، كه به معنى پايان عمر آمده است، روشن مىشود كه تفسير مزبور درست نيست، بلكه همان تفسير اول، يعنى پايان عمر خورشيد و ماه درست است. «٣»
سپس، به عنوان نتيجهگيرى از اين بحث توحيدى، مىفرمايد: «اين است خداوند، پروردگار بزرگ شما» «ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ».
خداوندى كه نظام نور و ظلمت، و حركات حسابشده خورشيد و ماه را با تمام بركاتشان، مقرّر فرموده است.
«حاكميت در عالم مخصوص او است» «لَهُ الْمُلْكُ».
«و معبودهائى را كه شما جز او مىخوانيد، حتى حاكميت و مالكيت به اندازه پوست نازكى كه روى هسته خرما كشيده شده، در سرتاسر عالم هستى ندارند»