تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨
اكنون، بينديشيد در آن روز، چه خواهيد كرد؟ و در كدامين صف قرار خواهيد گرفت؟ و آيا پاسخى براى سؤالات پروردگار در آن روز آماده كردهايد؟
در پايان آيه، براى اين كه روشن سازد اين كار قطعاً شدنى است مىافزايد:
«اوست داور و جدا كننده آگاه» «وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ».
اين دو نام كه از اسماء الحسنى الهى است، يكى اشاره به قدرت او بر مسأله جداسازى صفوف مىكند، و ديگرى به علم بى پايان او، چرا كه جدا ساختن صفوف حق و باطل از يكديگر بدون اين دو، ممكن نيست.
تكيه كردن در آيه فوق بر روى عنوان «رّب» (پروردگار) اشاره به اين است كه: خداوند «مالك و مربى» همه ماست، و اين مقام، ايجاب مىكند: برنامه چنين روزى را فراهم سازد، و در حقيقت اشاره لطيفى است به يكى از دلائل «معاد».
واژه «فتح» به طورى كه «راغب» در «مفردات» مىگويد: در اصل به معنى از بين بردن پيچيدگى و اشكال است، و آن بر دو گونه است: گاهى، با چشم ديده مىشود، مانند گشودن قفل، و گاه، با انديشه درك مىشود، مانند گشودن پيچيدگى اندوهها و غصهها، و يا گشودن رازهاى علوم، و همچنين داورى كردن ميان دو كس و گشودن مشكل نزاع و مخاصمه آنها.
بنابراين، اگر در مورد جداسازى صفوف، مخصوصاً در آنجا كه همه با هم آميختهاند، اين واژه به كار رفته، به خاطر همين است، چرا كه علاوه بر جداسازى ميان آنها، قضاوت و داورى كه يكى از معانى فتح است نيز انجام مىگيرد، و هر كدام را به آنچه استحقاق دارد، جزا مىدهد.
قابل توجه اين كه، در بعضى از روايات روى ذكر «يا فَتَّاح» براى حل مشكلات تكيه شده است؛ چرا كه اين اسم بزرگ الهى كه به صورت صيغه مبالغه از «فتح» آمده، بيانگر قدرت پروردگار، بر گشودن هر مشكل و از ميان بردن هر