تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
اين جمله، دنباله سخن شافعان و مكمل آن است، در حقيقت آنها مىگويند:
چون خداوند «على و كبير» است، هر دستورى مىدهد، عين واقعيت، و هر واقعيتى منطبق بر دستور اوست.
آنچه در بالا گفتيم، نزديكترين تفسيرى است كه با جملههاى آيه هماهنگ و منسجم است، در اينجا مفسران تفسيرهاى ديگرى نيز ذكر كردهاند و عجب اين كه: در بعضى از آنها ارتباط و پيوند صدر و ذيل آيه و قبل و بعد آن، به هيچ وجه در نظر گرفته نشده است.
*** در آيه بعد، از طريق ديگرى براى ابطال عقائد مشركان وارد مىشود، و مسأله «رازقيت» را بعد از مسأله «خالقيت» كه در آيات گذشته مطرح بود، عنوان مىكند، اين دليل، نيز به صورت سؤال و جواب است تا وجدان خفته آنها را از اين طريق بيدار سازد، و از پاسخى كه از درونشان مىجوشد، به اشتباه خود پى ببرند.
مىگويد: «بگو چه كسى شما را از آسمانها و زمين روزى مىدهد و بركات آن را در اختيارتان مىگذارد»؟! «قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ».
بديهى است، هيچ كس از آنها نمىتوانستند بگويند: اين بتهاى سنگى و چوبى باران را از آسمان نازل مىكنند، گياهان را از زمين مىرويانند، و منابع ارضى و سماوى را در اختيار ما مىگذارند.
جالب اين كه: بدون آن كه در انتظار پاسخ آنها باشد، بلافاصله مىفرمايد:
«بگو الله» «قُلِ اللَّهُ».
بگو: خداست كه منبع همه اين بركات است، يعنى مطلب به قدرى واضح و روشن است كه نياز به پاسخ طرف ندارد، بلكه سؤالكننده و شنونده با يكديگر همصدا هستند، چرا كه، حتى مشركان، خداوند را خالق و معطى ارزاق مىدانستند، و براى بتها تنها مقام شفاعت قائل بودند.