تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢
«شفاعت» شفيعان چه مىشود؟
در آيه بعد، به پاسخ اين سؤال پرداخته، چنين مىگويد: اگر شفيعانى در درگاه خدا وجود دارند آن هم به اذن و فرمان او است، زيرا: «هيچ شفاعتى نزد او، جز براى كسانى كه اذن داده، فايده ندارد» «وَ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ».
بنابراين، بهانه بت پرستان براى پرستش بتها كه مىگفتند: هوُلاءِ شُفَعائُنا عِنْدَ اللَّهِ: «اينها شفيعان ما نزد خدايند»! «١» به اين وسيله قطع مىشود، چرا كه خدا، هرگز اجازه شفاعتى به آنها نداده است.
در اين كه: جمله «إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ» (مگر كسى كه براى او اذن دهد) اشاره به «شفيعان» است يا «شفاعتشدگان»؟ مفسران دو احتمال دادهاند، اما به تناسب اين كه: در آيه قبل، سخن از بتها مطرح بود، و آنها بتها را شفيعان خود مىپنداشتند، مناسب اين است كه: اشاره به «شافعان» باشد.
آيا منظور از «شفاعت» در اينجا، شفاعت در دنياست يا آخرت؟ هر دو محتمل است، ولى جملههاى بعد، نشان مىدهد كه نظر به شفاعت آخرت مىباشد.
لذا، بعد از اين جمله، چنين مىگويد: در آن روز اضطراب و وحشتى بر دلها چيره مىشود (هم شفاعتكنندگان، و هم شفاعتشوندگان، غرق در اضطراب مىشوند، و در انتظار اين هستند: ببينند خداوند به چه كسانى اجازه شفاعت مىدهد؟ و درباره چه كسانى؟ و اين حالت اضطراب و نگرانى همچنان ادامه مىيابد) «تا زمانى كه فزع و اضطراب از دلهاى آنها زايل گردد، و فرمان از ناحيه