تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢
پر بار و اما از نظر نعمت معنوى، غفران خداوند شامل حال آنها بود، از تقصير و كوتاهى آنها صرفنظر مىكرد، و آنها را مشمول عذاب و سرزمينشان را گرفتار بلا نمىساخت.
*** اما اين ناسپاس مردم، قدر اين همه نعمت را ندانستند، از بوته آزمايش سالم بيرون نيامدند، راه كفران و اعراض را پيش گرفتند، و خداوند نيز آنها را سخت گوشمالى داد.
لذا، در آيه بعد مىفرمايد: «آنها از خدا روى گردان شدند» «فَأَعْرَضُوا».
نعمتهاى خدا را ناچيز شمردند، عمران و آبادى و امنيت را ساده انگاشتند، از ياد حق غافل شدند، و مست نعمت گشتند، اغنياء بر تهيدستان فخرفروشى كردند، و آنها را مزاحم حال خويش، پنداشتند كه شرح آن در آيات بعد خواهد آمد.
اينجا بود كه شلاق مجازات بر پيكر آنها نواخته شد، چنان كه قرآن مىگويد:
«ما سيل وحشتناك و بنيان كن را بر آنها فرستاديم» و سرزمين آباد آنها به ويرانهاى مبدل شد «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ».
«عَرِم» در اصل از «عَرّامة» (بر وزن علّامه) به معنى خشونت، كج خلقى و سختگيرى است، و توصيف سيلاب به آن، اشاره به شدت خشونت و ويرانگرى آن است، و تعبير به «سَيْلَ الْعَرِم» به اصطلاح از قبيل اضافه موصوف به صفت است.
بعضى «عَرِم» را به معنى موشهاى صحرائى گرفتهاند، كه بر اثر رخنه در اين سدّ، مايه ويرانى آن شدند (مسأله نفوذ موشها در سدّ، گر چه قابل قبول است به طورى كه بعداً شرح خواهيم داد، اما تعبير آيه، تناسب چندانى با اين معنى