تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١
اشكالى را كه «فخر رازى» در اينجا نقل كرده، كه: وجود دو باغ چيز مهمى نيست كه به عنوان آيه از آن ياد شود، و سپس به پاسخ آن پرداخته، به نظر ما اساساً قابل طرح نيست؛ چرا كه آنها دو باغ ساده معمولى نبودند، بلكه يك رشته باغهاى به هم پيوسته در دو طرف نهر عظيمى بود كه از آن سد بزرگ آبيارى مىشد، و به قدرى پر بركت بود كه در تواريخ آمده: اگر كسى سبدى بر روى سر مىگذاشت، و در فصل ميوه از زير درختان عبور مىكرد، آن قدر ميوه در آن مىريخت كه، بعد از مدت كوتاهى سبد پر مىشد!
آيا سيلابى كه مايه خرابى است، اين چنين مايه آبادانى شود، عجيب نيست؟ آيا اين آيت بزرگ خداى محسوب نمىشود؟
علاوه بر همه اينها، امنيت فوق العادهاى بر آن سرزمين سايهافكن بود، كه آن خود نيز از آيات حق محسوب مىشد، چنان كه قرآن بعداً به آن اشاره خواهد كرد.
آن گاه مىافزايد: ما به آنها گفتيم: «از اين روزى فراوان پروردگارتان بخوريد و شكر او را به جا آوريد» «كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ».
«شهرى است پاكيزه و پروردگارى آمرزنده مهربان» «بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ». «١»- «٢»
اين جمله كوتاه، مجموعه نعمتهاى مادى و معنوى را به زيباترين وجه منعكس ساخته، از نظر نعمتهاى مادى سرزمين پاك و پاكيزه داشتند، پاك از آلودگىهاى گوناگون، از دزدان و ظالمان، از آفات و بلاها، از خشكسالى و قحطى، از ناامنى و وحشت، و حتى گفته مىشود از حشرات موذى نيز پاك بود.
هوائى پاك و نسيمى فرحافزا داشت، و سرزمينى حاصلخيز و درختانى