تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦
مسلم است كه اين اوصاف در كمتر كسى جمع مىشود، و اين كه: بعضى اصولًا آن را محال پنداشتهاند، بىاساس است، و دليل بر عدم آشنائى آنها به اين مفاهيم و اين مراحل از عبوديت است. «١»
گاه گفته مىشود: اداى حق شكر پروردگار، از يك نظر بسيار مشكل است، زيرا همين كه انسان در مقام شكر بر مىآيد، و اين توفيق نصيبش مىگردد، و وسائل شكرگزارى در اختيارش قرار مىگيرد، خود نعمت تازهاى است كه نياز به شكر مجددى دارد، و اين موضوع به صورت تسلسل ادامه مىيابد، و هر چه انسان تلاش بيشتر در طريق شكر او مىكند، مشمول نعمت افزونترى مىگردد كه قادر بر شكر آن نيست!
ولى با توجه به اين كه: يكى از طرق اداى حق شكر الهى همان اظهار عجز از اداى شكر اوست روشن مىشود: كه قليلى از بندگان پروردگار- همان گونه كه قرآن بيان فرموده- به راستى در اين مسير قرار مىگيرند.
توجه به احاديث زير، مىتواند در اين بحث به قدر كافى روشنگر باشد:
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: كسى پرسيد: آيا شكر پروردگار حدى دارد كه اگر انسان، به آن حد برسد، شاكر محسوب شود؟ فرمود: آرى سؤال كرد: چگونه؟ فرمود: يَحْمَدُ اللَّهَ عَلى كُلِّ نِعْمَةٍ عَلَيْهِ فِي أَهْلٍ وَ مالٍ، وَ إِنْ كانَ فِيما أَنْعَمَ عَلَيْهِ فِي مالِهِ حَقٌّ أَدَّاهُ: «خدا را بر تمام نعمتهايش چه در خانواده و چه در اموال، حمد و ستايش كند، و اگر در اموالى كه به او داده، حقى باشد ادا نمايد». «٢»
در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام مىخوانيم: شُكْرُ النِّعْمَةِ اجْتِنابُ الْمَحارِمِ: «شكر نعمت پرهيز از گناه است». «٣»