تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٥
عِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ). «١»
آنها به قدرى از اين مسأله تعجب مىكردند كه اظهار آن را نشانه جنون و يا دروغ بر خدا مىپنداشتند: وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ: «كافران گفتند: مردى را به شما نشان دهيم كه به شما خبر مىدهد هنگامى كه كاملًا خاك و پراكنده شديد، ديگر بار آفرينش جديدى مىيابيد»؟. «٢»
به همين دليل، عموماً «استدلالات قرآن درباره امكان معاد» بر محور همين معاد جسمانى دور مىزند، و بيانات ششگانهاى كه در فصل قبل گذشت، همه شاهد و گواه اين مدعا است.
به علاوه، قرآن كراراً خاطر نشان مىكند كه شما در قيامت از قبرها خارج مىشويد «٣» قبرها مربوط به معاد جسمانى است.
داستان مرغهاى چهارگانه «ابراهيم» عليه السلام، و همچنين داستان «عزير» عليه السلام و زنده شدن او بعد از مرگ، و ماجراى «مقتول بنى اسرائيل» كه در بحثهاى گذشته به آن اشاره كرديم، همه با صراحت از معاد جسمانى سخن مىگويد.
توصيفهاى زيادى كه قرآن مجيد از مواهب مادى و معنوى بهشت كرده است، همه نشان مىدهد: معاد، هم در مرحله جسم و هم در مرحله روح، تحقق مىپذيرد، و گرنه حور و قصور و انواع غذاهاى بهشتى و لذائذ مادى، در كنار مواهب معنوى معنى ندارد.
به هر حال، ممكن نيست كسى كمترين آگاهى از منطق و فرهنگ قرآن داشته باشد، و معاد جسمانى را انكار كند، و به تعبير ديگر، انكار معاد جسمانى