تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠
ولى اكثر مردم نمىدانند* هدف اين است كه آنچه را در آن اختلاف داشتند براى آنها روشن سازد، تا كسانى كه منكر شدند بدانند دروغ مىگفتند». «١»
*** ٤- قرآن و مسأله معاد
بعد از مسأله توحيد، كه اساسىترين مسأله در تعليمات انبياء است، مسأله معاد با ويژگيها و آثار تربيتى و فرهنگيش در درجه اول، قرار دارد، لذا در بحثهاى قرآنى بيشترين آيات را بعد از توحيد و خداشناسى، به خود اختصاص داده است.
مباحث قرآنى معاد، گاه، به صورت استدلالهاى منطقى است و گاه، به صورت بحثهاى خطابى و تلقينات مؤثر و كوبنده، كه گاه، از شنيدن آن مو بر بدن انسان راست مىشود، و لحن صادقانه كلام، چنان است كه همچون استدلالات در اعماق جان و روح انسان نفوذ مىكند.
در بخش اول، يعنى استدلالات منطقى، قرآن بيشتر روى موضوع امكان معاد تكيه مىكند، چرا كه منكران غالباً آن را محال مىپنداشتند، و معتقد بودند، معاد آن هم به صورت «معاد جسمانى» كه مستلزم بازگشت اجسام پوسيده و خاك شده، به حيات و زندگى نوين است، امكانپذير نيست.
در اين بخش، قرآن از طرق كاملًا گوناگون و متنوع وارد مىشود، طرقى كه همه به يك جا ختم مىگردد، و آن مسأله «امكان عقلى معاد» است:
گاه، زندگى نخستين را در نظر انسان مجسم مىكند، و در يك عبارت كوتاه و گويا و روشن مىگويد: كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُون: «همان گونه كه شما را از آغاز آفريد باز مىگرديد». «٢»