تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٥
مؤخرات و اين همه استادان و مربيان و اين همه كتابخانههاى بزرگ و اين ريزهكارىهائى كه در آفرينش ما و ساير موجودات به كار رفته، همه براى همان خوردن و نوشيدن و پوشيدن و زندگى مادى است؟
اينجا است آنها كه معاد را قبول ندارند، اعتراف به پوچى اين زندگى مىكنند، و گروهى از آنها اقدام به خودكشى و نجات از اين زندگى پوچ و بىمعنى را مجاز و يا مايه افتخار مىشمرند!
چگونه ممكن است كسى به خداوند و حكمت بىپايان او ايمان داشته باشد، و زندگى اين جهان را بىآن كه مقدمهاى براى زندگى جاويدان جهان ديگر باشد، قابل توجه بشمرد؟.
قرآن مجيد مىگويد: أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لاتُرْجَعُونَ:
«آيا گمان كرديد بيهوده آفريده شدهايد، و به سوى ما باز نمىگرديد»؟ «١» يعنى اگر بازگشت به سوى خدا نبود، زندگى اين جهان عبث و بيهوده بود.
آرى، در صورتى زندگى اين دنيا مفهوم و معنى پيدا مىكند و با حكمت خداوندى سازگار مىشود كه اين جهان را مزرعهاى براى جهان ديگر (الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ) و گذرگاهى براى آن عالم وسيع (الدُّنْيا قَنْطَرَة) و كلاس تهيه و دانشگاهى براى جهان ديگر و تجارتخانهاى براى آن سرا بدانيم، همان گونه كه امير مؤمنان على عليه السلام در كلمات پرمحتوايش فرمود: إِنَّ الدُّنْيَا دارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَها وَ دارُ عافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْها وَ دارُ غِنىً لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها وَ دارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِها مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلّى مَلائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِياءِ اللَّهِ:
«اين دنيا جايگاه صدق و راستى است براى آن كس كه با آن به راستى رفتار