تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧
سليمان فرو افتاد)؛ هنگامى كه بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقى نمىماندند!
تفسير:
حشمت سليمان و مرگ عبرتانگيز او
به دنبال بحث از مواهبى كه خدا به «داود» عليه السلام داده بود، سخن را به فرزندش سليمان عليه السلام مىكشاند، و در حالى كه در مورد داود از دو موهبت، سخن به ميان آمد، در مورد فرزندش سليمان از سه موهبت بزرگ بحث مىكند، مىفرمايد: «ما باد را مسخر سليمان قرار داديم، كه صبحگاهان مسير يك ماه را مىپيمود، و عصرگاهان مسير يك ماه»! «وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ». «١»
جالب اين كه: براى پدر جسم خشن و فوق العاده محكمى، يعنى، آهن را مسخر مىكند، و براى فرزند، موجود بسيار لطيف، ولى هر دو كار ساز، و اعجاز آميزند و مفيد، جسم سخت را براى داود نرم مىكند، و امواج لطيف باد را براى سليمان عليه السلام فعال و محكم!
لطافت باد، هرگز مانع از آن نيست كه اعمال مهمى را انجام دهد، بادها هستند كه كشتيهاى عظيم را بر سطح اقيانوسها به حركت در مىآورند، سنگهاى سنگين آسيا را مىچرخانند، و بالنها را بر فراز آسمان به شكل هواپيما به حركت در مىآورند.
آرى، خداوند، اين جسم لطيف را با اين قدرت خيرهكننده، در اختيار