تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٦
مىشود و اعضاى او به سخن در مىآيند، هنگامى كه او شهادت اعضاء را مىبيند زبانش باز مىشود، و چون جاى انكار نيست زبان نيز اعتراف مىكند.
اين احتمال نيز، وجود دارد كه: منظور از شهادت زبان تكلم معمولى نباشد، بلكه، تكلمى همچون تكلم ساير اعضاء، از درونش بر خيزد نه از برون!
(در مورد تعداد گواهان در آن دادگاه عظيم، و چگونگى گواهى آنان به خواست خدا ذيل آيات ١٩- ٢٣ سوره «فصلت» مشروحتر از اين سخن خواهيم گفت).
آخرين سخن اين كه: گواهى اعضا مربوط به كفار و مجرمان است، و گرنه مؤمنان، حسابشان روشن است، لذا در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: لَيْسَتْ تَشْهَدُ الْجَوارِحُ عَلى مُؤْمِنٍ إِنَّما تَشْهَدُ عَلى مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ فَأَمَّا الْمُؤْمِنُ فَيُعْطى كِتابُهُ بِيَمِينِهِ قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لايُظْلَمُونَ فَتِيلًا:
«اعضاى پيكر انسان بر ضد مؤمن گواهى نمىدهد، بلكه گواهى بر ضد كسى مىدهد كه فرمان عذاب بر او مسلم شده، و اما مؤمن نامه اعمالش را به دست راست او مىدهند (و خودش آن را مىخواند) همان گونه كه خداوند متعال فرموده: آنها كه نامه اعمالشان، به دست راستشان داده شد (با سرفرازى و افتخار) نامه اعمال خود را مىخوانند و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد». «١»
*** در آيه بعد، اشاره به يكى از عذابهائى مىكند كه ممكن است، خداوند در همين دنيا اين گروه مجرم را به آن مبتلا سازد، عذابى دردناك و وحشتزا، مىفرمايد: «اگر بخواهيم چشمان آنها را محو مىكنيم»! «وَ لَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلى