تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤
انجام مىدادند براى ما شهادت مىدهند» «الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ».
آرى، در آن روز ديگر اعضاى انسان، تسليم تمايلات او نيستند، آنها حساب خود را از كل وجود انسان، جدا كرده، تسليم پروردگار مىشوند، و بر آستان مقدس او سر فرود مىآورند، و حقايق را با شهادت خود آشكار مىسازند، و چه دادگاه عجيبى است كه گواه آن اعضاى پيكر بدن خود انسان است، همان ابزارى كه گناه را با آن انجام داده!
شايد گواهى اعضاء، به خاطر آن باشد كه اين مجرمان هنگامى كه به آنها گفته مىشود: كيفر شما در برابر اعمالى كه انجام داديد، دوزخ است به انكار برمىخيزند، به گمان اين كه، دادگاه دنياست، و حقايق از طريق پشت هم اندازى قابل انكار است، گواهى اعضاء، شروع مىشود، و تعجب و وحشت سراسر وجود او را مىگيرد و تمام راههاى فرار به روى او بسته مىشود.
در اين كه: كيفيت نطق اعضاء، چگونه است؟ مفسران احتمالاتى دادهاند:
١- خداوند در آن روز درك و شعور و قدرت سخن گفتن در يك، يك اعضا مىآفريند، و آنها به راستى سخن مىگويند، و چه جاى تعجب؟ همان كسى كه اين قدرت را در قطعه گوشتى به نام زبان يا مغز آدمى آفريده، مىتواند در ساير اعضاء نيز بيافريند.
٢- آنها از درك و شعورى بهرهمند نمىشوند، ولى خداوند آنها را به سخن گفتن وا مىدارد، و در حقيقت اعضاء محل ظهور سخن خواهند بود، و حقايق را به فرمان خدا آشكار مىكنند.
٣- اعضاى بدن هر انسانى آثار اعمالى را كه در تمام طول عمر انجام داده مسلماً با خود خواهد داشت؛ چرا كه هيچ عملى در اين جهان نابود نمىشود،