تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣
كه انسان بتواند، هم اين خدمت را بكند، و هم از كدّ يمين- در صورت توانائى- امرار معاش نمايد، و «داود» مىخواست چنين بنده ممتازى باشد.
به هر حال داود از اين توانائى كه خدا به او داده بود، در بهترين طريق يعنى ساختن «وسيله جهاد»، آن هم وسيله حفاظت در برابر دشمن، استفاده مىكرد، و هرگز از آن در وسائل عادى زندگى بهرهگيرى ننمود، و تازه از در آمد آن- طبق بعضى از روايات- علاوه بر اين كه زندگى ساده خود را اداره مىكرد، چيزى هم به نيازمندان انفاق مىنمود، «١» اضافه بر اينها فايده ديگر اين كار، آن بود كه معجزهاى گويا براى او محسوب مىشد.
بعضى از مفسران، چنين نقل كردهاند: «لقمان» به هنگامى كه «داود» عليه السلام نخستين زره را مىبافت، به حضور او آمد، ديد آهن را به صورت مفتولها و حلقههاى متعددى در مىآورد، و در هم فرو مىكند، اين منظره، سخت نظر «لقمان» را به خود جلب كرد، در فكر فرو رفت، ولى همچنان نگاه مىكرد، و هيچ سؤالى ننمود، تا اين كه «داود» بافتن زره را به پايان رسانيد، برخاست و بر تن كرد گفت: «چه وسيله دفاعى خوبى براى جنگ است»؟! «لقمان» كه هدف نهائى را در يافته بود، چنين گفت: الصَّمْتُ حِكْمَةٌ وَ قَلِيلٌ فاعِلُهُ!: «خاموشى حكمت است، اما كمتر كسى آن را انجام مىدهد»!. «٢»
*** آيه بعد، شرحى براى زره ساختن «داود» عليه السلام و فرمان بسيار پر معنى پروردگار در اين زمينه است، مىگويد: «ما به او گفتيم: زرههاى كامل بساز، و حلقههاى آنها را به اندازه و متناسب كن» «أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ».