تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩
تفسير:
صيحههاى رستاخيز!
به دنبال ذكر منطق سست و بهانهجويانه كفار در مورد انفاقها كه در آيات قبل گذشت، در آيات مورد بحث، سخن را از استهزاء آنها نسبت به قيام قيامت شروع مىكند، و منطق پوسيده آنها را در مورد انكار معاد با جواب قاطع در هم مىكوبد.
به علاوه، بحثهائى را كه در طى آيات پيشين، در زمينه توحيد بيان شد با بحثهاى معاد، تكميل مىنمايد.
نخست مىفرمايد: «آنها مىگويند: اگر راست مىگوئيد، اين وعدهاى را كه شما مىدهيد كى خواهد آمد»؟! «وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».
اين كه: شما نمىتوانيد تاريخى براى قيامِ قيامت تعيين كنيد، دليل بر اين است كه، در گفتار خود صادق نيستيد!
*** آيه بعد، به اين سؤال توأم با سخريه، يك پاسخ محكم و جدى داده مىگويد: قيام قيامت و پايان اين جهان براى خدا، مسأله پيچيده، و كار مشكلى نيست: «آنها جز اين انتظار نمىكشند كه يك صيحه عظيم آسمانى فرا رسد و آنان را ناگهانى فرو گيرد، در حالى كه مشغول جنگ و جدال در مورد دنياى خويش هستند»! «ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ».
همين يك فرياد عظيم آسمانى، كافى است كه همه را در يك لحظه كوتاه، هر كدام در همان مكان، و همان حالتى كه هستند، قبض روح كند، و زندگى پر غوغاى مادى آنها، كه معركه دعواها و ميدان جنگ دائمى آنان است، جاى خود را به دنيائى خاموش و خالى از هر سر و صدا بدهد.