تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦
منيع برساند، از طريق زكات، تطهير نفوس كند، و از طريق انفاق، بخل را از دلها بزدايد، و فاصله طبقاتى را كه منشأ هزاران فساد در زندگى بشر است از بين ببرد.
اين، درست به آن مىماند كه: افرادى بگويند: چه ضرورتى دارد كه ما درس بخوانيم و يا ديگرى را درس بدهيم؟ اگر خدا مىخواست، به همه ما علم مىداد، تا هيچ كس نياز به فرا گرفتن علم نداشته باشد، آيا هيچ عاقلى اين منطق را مىپذيرد؟. «١»
جمله «قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا» كه تكيه، روى عنوان كفر آنها كرده، با اين كه:
ممكن بود، به جاى آن، تنها از ضمير استفاده شود، اشاره به اين است كه: اين منطقهاى خرافى و بهانهجوئىها از «كفر» سرچشمه مىگيرد!.
و تعبير: أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ: «انفاق كنيد از آنچه خداوند به شما روزى داده»، اشاره به اين است كه: در حقيقت مالك اصلى خداست هر چند اين امانت چند روزى به دست ما و شما سپرده شده است، و چقدر بخيلاند كسانى كه حاضر نيستند، حتى مال كسى را به ديگرى به فرمان او بدهند؟!
در تفسير جمله: إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ مُبِينٍ: «شما در گمراهى آشكارى هستيد» سه احتمال وجود دارد:
نخست اين كه: دنباله گفتار كفار نسبت به مؤمنان است.
ديگر اين كه: خطاب خدا نسبت به كفار مىباشد.
سوم، سخن مؤمنان در برابر كافران است.