تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤
در آيه بعد، بار ديگر روى همين معنى تأكيد مىكند، و لجاجت و پافشارى اين كوردلان را در ناديده گرفتن آيات الهى، و تعليمات پيامبران مشخص ساخته، مىفرمايد: «هيچ آيهاى از آيات پروردگارشان، براى آنها نمىآيد مگر اين كه: از آن روىگردان مىشوند» «وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ».
نه بيان آيات انفسى در آنها مؤثر است، و نه شرح آيات آفاقى، نه تهديد و انذار، و نه بشارت و نويد به رحمت الهى، نه منطق عقل و خرد را مىپذيرند و نه فرمان عواطف و فطرت را، آنها به كورانى مىمانند كه نزديكترين اشياء اطراف خود را مشاهده نمىكنند، و حتى نور آفتاب را از ظلمت و تاريكى شب فرق نمىنهند!
*** سپس، قرآن روى يكى از موارد مهم لجاجت و اعراض آنها انگشت گذارده مىگويد: «هنگامى كه به آنها گفته شود: از آنچه خدا به شما روزى كرده است در راه او انفاق كنيد، كافران به مؤمنان مىگويند: آيا ما كسى را اطعام كنيم كه اگر خدا مىخواست او را سير مىكرد؟ شما تنها در گمراهى آشكاريد»! «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ مُبِينٍ».
اين، همان منطق بسيار عوامانهاى است كه، در هر عصر و زمان از ناحيه افراد خود خواه و بخيل، مطرح مىشود كه مىگويند: اگر فلانى فقير است، لابد كارى كرده كه خدا مىخواهد فقير بماند، و اگر ما غنى هستيم لابد عملى انجام دادهايم كه مشمول لطف خدا شدهايم، بنابراين، نه فقر آنها و نه غناى ما هيچ كدام بىحكمت نيست!!