تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢
آهن را به داود تعليم داد، آن چنان كه بتواند از آن مفتولهاى نازك و محكمى براى بافتن زره بسازد، و يا گفته شود: قبل از «داود» براى دفاع در جنگها از صفحات آهن استفاده مىشد، كه هم سنگين بود و هم اگر آن را به خود مىبستند چنان خشك و انعطاف ناپذير بود، كه جنگجويان را سخت ناراحت مىكرد، هيچ كس تا آن روز نتوانسته بود، از مفتولهاى باريك و محكم آهن، چيزى همچون زره ببافد، كه همچون لباس به راحتى در تن برود، و با حركات بدن نرم و روان باشد.
ولولى ظاهر آيه اين است كه: نرم شدن آهن در دست «داود»، به فرمان الهى و به صورت اعجاز انجام مىگرفت، چه مانعى دارد، همان كسى كه به كوره داغ خاصيت نرم كردن آهن را داده، همين خاصيت را به شكل ديگر در پنجههاى «داود» عليه السلام قرار دهد؟ در بعضى از روايات اسلامى نيز به اين معنى اشاره شده است. «١»
در حديثى آمده است: خداوند به «داود» وحى فرستاد: نِعْمَ الْعَبْدُ أَنْتَ إِلَّا أَنَّكَ تَأْكُلُ مِنْ بَيْتِ المالِ فَبَكى داوُدُ أَرْبَعِيْنَ صَباحاً فَالانَ اللَّهُ لَهُ الْحَدِيدَ وَ كانَ يَعْمَلُ كُلَّ يَوْمٍ دِرْعاً ... فَاسْتَغْنى عَنْ بَيْتِ الْمالِ: «تو بنده خوبى هستى، جز اين كه از بيت المال ارتزاق مىكنى، داود ٤٠ روز گريه كرد (و از خدا راه حلى خواست) خداوند، آهن را براى او نرم كرد، او هر روز يك زره مىساخت ... و به اين وسيله از بيت المال بى نياز شد». «٢»
درست است كه بيت المال، مصرف كسانى است كه خدمت بدون عوض، به جامعه مىكنند، و بارهاى زمين مانده مهم را بر مىدارند، ولى، چه بهتر