تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠
آسمانى با سرعتهاى بسيار عجيب و گاه سرسامآورى، در مسير خود حركت دارند.
*** نكتهها:
١- حركت «دورانى» و «جريانى» خورشيد
«دوران» در لغت عرب، به حركت دايره مانند گفته مىشود، در حالى كه «جريان» اشاره به حركات طولى است، جالب اين كه: در آيات فوق، براى خورشيد هم حركت جريانى قائل شده، و هم دورانى، يك جا مىگويد: «وَ الشَّمْسُ تَجْرِى ...» و در جاى ديگر، از شناور بودن خورشيد در فلك (مسير دايره مانند) سخن مىگويد «كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ».
آن روز، كه اين آيات نازل شد، فرضيه هيئت «بطلميوس» با قدرت هر چه تمامتر، بر محافل علمى حاكم بود، طبق اين فرضيه، اجرام آسمانى به خودى خود گردشى نداشتند، بلكه در دل افلاك كه اجسامى بلورين و متراكم روى هم، همچون طبقات پوست پياز بودند، ميخكوب شده بودند، و حركت آنها، تابع حركت افلاكشان بود، بنابراين، در آن روز نه شناور بودن خورشيد، مفهومى داشت، و نه حركت طولى و جريانى آن.
اما بعد از فرو ريختن پايههاى فرضيه «بطلميوس» در پرتو كشفيات قرون اخير، و آزاد شدن اجرام آسمانى از قيد و بند افلاك بلورين، اين نظريه قوت گرفت كه: خورشيد در مركز منظومه شمسى ثابت و بىحركت است، و تمام منظومه شمسى پروانهوار به گرد او مىچرخند.
در اينجا باز مفهوم تعبيرات آيات فوق كه حركت طولى و دورانى را به خورشيد نسبت مىداد، روشن نبود.