تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩
اين تعليمى است براى بندگان، و دستورالعملى است براى پيمودن خط تكامل.
در اين كه: منظور از «أَزْواج» در اينجا چيست؟ مفسران سخن بسيار دارند:
آنچه مسلم است اين است: «أَزْواج» جمع «زوج» معمولًا به دو جنس مذكر و مؤنث گفته مىشود، خواه در عالم حيوانات باشد، يا غير آنها، سپس توسعه داده شده و به هر دو موجودى كه قرين يكديگر، و يا حتى ضد يكديگرند «زوج» اطلاق مىشود، حتى به دو اطاق مشابه در يك خانه، يا دو لنگه در، و يا دو همكار و قرين، اين كلمه گفته مىشود، و به اين ترتيب، براى هر موجودى در جهان زوجى متصور است.
به هر حال، بعيد نيست: زوجيت در اينجا به همان معنى خاص يعنى جنس «مذكر» و «مؤنث» باشد، و قرآن مجيد در اين آيه، خبر از وجود زوجيت در تمام جهان گياهان، و انسانها، و موجودات ديگرى كه مردم از آن اطلاعى ندارند، مىدهد.
اين موجودات، ممكن است گياهان باشند كه وسعت دايره زوجيت در آن روز، هنوز در آنها كشف نشده بود.
يا اشاره به حيوانات اعماق درياها، كه در آن روز كسى از آن آگاه نبود، و امروز گوشهاى از آن براى انسانها كشف شده است.
يا اشاره به موجودات ديگرى كه در كرات ديگر آسمانى زندگى مىكنند.
و يا موجودات زنده ذرهبينى، هر چند امروز دانشمندان، نر و مادهاى در آنها سراغ ندارند، ولى دنياى اين موجودات زنده، آن قدر مرموز و پوشيده از معماهاست كه ممكن است، علم و دانش انسانها هنوز، به اين قسمت از آن راه نيافته باشد، حتى وجود زوجيت، در جهان گياهان نيز، چنان كه گفتيم: در عصر نزول قرآن جز در موارد خاصى، مانند درختان «نخل» و امثال آن ناشناخته بود، و