تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١
انْتِقالًا وَ لا فِي حَسَنٍ يَسْتَطِيعُونَ ازْدِياداً:
«نه امكان اين است كه از قبائح اعمال خود انتقال يابند، و نه قدرت دارند كه بر حسنات خويش بيفزايند» (چرا كه راه بازگشت بسته شده و جبران امكانپذير نيست). «١»
*** در آيه بعد مىافزايد: «همه آنها بدون استثناء، در روز قيامت نزد ما حاضر مىشوند» «وَ إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ». «٢»
يعنى اين طور نيست كه: اگر هلاك شدند و نتوانستند به اين جهان باز گردند مسأله تمام است، نه، مرگ در حقيقت آغاز كار است، نه پايان، به زودى، همگى در عرصه محشر، براى حساب گردآورى مىشوند، و بعد از آن، مجازات دردناك الهى، مجازاتى مستمر و پىگير در انتظار آنهاست.
آيا با اين حال، جاى اين نيست كه از وضع آنها عبرت گيرند، و خود را به سرنوشت آنان مبتلا نسازند، و تا فرصتى باقى مانده از اين گرداب هولناك كنار آيند؟
آرى، اگر مرگ، پايان همه چيز بود، امكان داشت بگويند: آغاز راحتى ماست، ولى افسوس! كه چنين نيست و به گفته شاعر:
وَ لَوْ أَنَّا إِذا مِتْنا تُرِكْنا لَكانَ الْمَوْتُ راحَةَ كُلِّ حَىٍ