تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨
يك فرمان كوچك الهى كافى است كه يكى از اين آتشفشانها سر بر آورد، و منطقه عظيمى را بلرزاند، و سنگ و مواد مذاب و سوزان را بر آنجا فرو ريزد.
و نيز مىدانيم، هر شبانه روز، صدها هزار سنگهاى سرگردان كوچك و بزرگ، در حوزه جاذبه زمين قرار گرفته و به سوى آن جذب مىشوند، اگر برخورد آنها با قشر هواى محيط زمين، كه سبب داغ شدن و سوختن آنها مىشود نبود، ساكنان زمين به طور مرتب از ناحيه آسمان سنگ باران مىشدند، هم اكنون نيز قدرت و شدت آنها به قدرى است كه، گاهى اين مانع را پشت سر گذارده و بر زمين فرو مىريزند، و اين يك اخطار الهى است.
بنابراين، اگر ما انسانها در ميان اين دو منبع خطر، به فرمان خدا در نهايت آرامش زندگى مىكنيم، همين كافى نيست كه به قدرت عظيم او پى ببريم و سر بر آستانش بگذاريم؟!
*** ٣- قابل توجه اين كه، در پايان آخرين آيه آمده است كه، در اينها آيه و نشانه روشنى از عظمت و قدرت خدا است، اما براى هر «بنده انابهكننده».
اشاره به اين كه، گردنكشان ياغى كه طوق عبوديت خدا را از گردن بر داشتهاند، و همچنين بندگان غافلى كه به مسير نادرست و گناهآلودشان ادامه مىدهند، و انابه و بازگشتى در كارشان نيست، آنها نيز از اين آيات روشن بهره نمىگيرند، چرا كه وجود خورشيد به تنهائى كافى نيست، چشم بينا و رفع حجاب نيز لازم است.
***