تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٣
اينجا بود كه رسولان الهى با منطق گوياى خود، به پاسخ هذيانهاى آنها پرداخته، «گفتند: شومى شما از خود شما است و اگر درست بينديشيد. به اين حقيقت واقف خواهيد شد» «قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ».
اگر بدبختى، تيره روزى و حوادث شوم، محيط جامعه شما را فرا گرفته، و بركات الهى از ميان شما رخت بربسته، عامل آن را در درون جان خود، در افكار منحط و اعمال زشت و شومتان، جستجو كنيد، نه در دعوت ما، اين شما هستيد كه با بت پرستى، هوا پرستى، بيدادگرى و شهوترانى فضاى زندگى خود را تيره و تار كرده، و بركات خدا را از خود قطع كردهايد.
جمعى از مفسران، جمله «أَإِنْ ذُكِّرْتُمْ» را اشاره به مطلب مستقلى دانستهاند و گفتهاند: مفهومش اين است: آيا اگر پيامبران الهى بيايند، و شما را تذكر دهند، و انذار كنند، جزايش اين است كه آنها را تهديد به عذاب و مجازات كنيد، و وجودشان را شوم پنداريد، آنها براى شما نور و هدايت، و خير و بركت به ارمغان آوردهاند، آيا پاسخ چنين خدمتى آن تهديدها و سخنان زشت است. «١»
و سرانجام، آخرين سخن اين فرستادگان پروردگار، به آنان اين بود كه: «شما گروهى اسرافكار و متجاوزيد» «بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ».
درد اصلى شما، همان اسراف و تجاوزگرى شما است، اگر توحيد را انكار كرده، به شرك روى مىآوريد، دليل آن اسراف و تجاوز از حق است، و اگر جامعه شما گرفتار سرنوشت شوم شده است، سبب آن نيز اسراف در گناه و آلودگى به شهوات است، بالاخره، اگر در برابر خير خواهى خير خواهان آنها را تهديد به مرگ مىكنيد، اين نيز به خاطر تجاوزگرى شما است!