تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨
به هر حال، تكيه بر اين سرگذشت، در قلب اين سوره كه خود قلب قرآن است به خاطر شباهت تمامى است كه با موقعيت مسلمانان آن روز دارد.
نخست مىفرمايد: «و براى آنها اصحاب قريه (انطاكيه) را مثال بزن، هنگامى كه فرستادگان خدا به سوى آنها آمدند» «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ». «١»
«قريه» در اصل، نام براى محلى است كه مردم در آن جمع مىشوند، و گاهى به خود انسانها نيز «قريه» گفته مىشود، بنابراين مفهوم گستردهاى دارد كه هم شهرها را شامل مىگردد و هم روستاها را، هر چند در زبان فارسى معمولى، تنها به روستا اطلاق مىشود، ولى در لغت عرب و در قرآن مجيد، كراراً به شهرهاى مهم و عمده مانند «مصر» و «مكّه» و امثال آن، اطلاق شده است.
در اين كه: اين شهر، كدام يك از شهرها بوده است؟ معروف و مشهور در ميان مفسران اين است كه «انطاكيه» از شهرهاى شامات و يكى از شهرهاى بسيار معروف «روم» قديم بوده است، و هم اكنون از نظر جغرافيائى جزء قلمرو كشور «تركيه» است كه شرح بيشتر درباره آن را در نكات، بيان خواهيم كرد.
به هر صورت از آيات اين سوره، به خوبى بر مىآيد كه، اهل اين شهر، بتپرست بودند و اين رسولان براى دعوت آنها به سوى توحيد و مبارزه با شرك آمده بودند.
*** سپس، قرآن بعد از اين بيان اجمالى و سربسته، به شرح ماجرا پرداخته، چنين مىگويد: «در آن زمان كه دو نفر از رسولان را به سوى آنها فرستاديم، اما