تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥
اين علم را از رسول خدا به ارث برده و آموختهام». «١»
گر چه بعضى از مفسران، همچون «آلوسى» از نقل اين گونه روايات از طريق شيعه وحشت كرده، و آن را به نادانى و بىخبرى از تفسير آيه، نسبت دادهاند، ولى با كمى دقت روشن مىشود: اين گونه روايات منافاتى با تفسير «امام مبين» به لوح محفوظ ندارد، زيرا قلب پاك پيامبر صلى الله عليه و آله در درجه اول، و قلب وسيع جانشين او در درجه بعد، آئينههائى است كه لوح محفوظ را منعكس مىكند، و قسمت عظيمى از آنچه در لوح محفوظ است از سوى خدا به آن الهام مىگردد، به اين ترتيب، نمونهاى از «لوح محفوظ» مىباشد، و بنابراين اطلاق «امام مبين» بر آن، مطلب عجيبى نيست، چرا كه فرعى است كه از آن اصل گرفته شده، و شاخهاى است كه به آن ريشه باز مىگردد.
از اين گذشته، وجود انسان كامل- چنان كه مىدانيم- عالم صغيرى است كه عالم كبير را در خود خلاصه كرده است، و طبق شعر معروف منسوب به على عليه السلام.
أَ تَزْعَمُ أَنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرٌ؟ وَ فِيْكَ إِنْطَوَى الْعالَمُ الأَكْبَرُ؟!:
«آيا گمان مىكنى كه تو موجود كوچكى هستى- در حالى كه عالم بزرگ در تو خلاصه شده است»؟
و نيز مىدانيم: عالم هستى از يك نظر، صفحه علم خدا و لوح محفوظ است.
عجب اين كه: «آلوسى» با اين كه: روايات فوق را شديداً انكار مىكند، تفسير اخير را چندان بعيد نشمرده است، و به هر حال در اين كه: منظور از «امام مبين» «لوح محفوظ» است شكى نيست، روايات فوق نيز قابل تطبيق بر آن مىباشد (دقت كنيد).
***