تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣
فَجاءُوا بِهِ حَتَّى رَمَوْا بَيْنَ يَدَيْهِ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ.
فَقالَ: رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله هكَذا تَجْتَمِعُ الذُّنُوبُ ثُمَّ قالَ إِيَّاكُمْ وَ الْمُحَقَّرَاتِ مِنَ الذُّنُوبِ فَإِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ طالِباً أَلا وَ إِنَّ طالِبَها يَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ:
«رسول خدا وارد زمين بىآب و علفى شد، به يارانش فرمود: هيزم بياوريد، عرض كردند: اى رسول خدا صلى الله عليه و آله! اينجا سرزمين خشكى است كه هيچ هيزم در آن نيست.
فرمود: برويد، هر كدام، هر مقدار مىتوانيد جمع كنيد، هر يك از آنها مختصر هيزم يا چوب خشكيدهاى با خود آورد، و همه را پيش روى پيغمبر صلى الله عليه و آله روى هم ريختند (شعلهاى در آن افكند و آتشى عظيم از آن زبانه كشيد).
سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اين گونه گناهان (كوچك) روى هم متراكم مىشوند (و شما براى تك تك آنها اهميتى قائل نيستيد!) آن گاه فرمود: بترسيد از گناهان كوچك كه هر چيزى طالبى دارد، و طالب آنها آنچه را از پيش فرستادند، و آنچه را از آثار باقى گذاشتهاند، مىنويسد و همه چيز را در كتاب مبين ثبت كردهايم». «١»
اين حديث تكاندهنده، ترسيمى است گويا از تراكم گناهان كم اهميت و آتش عظيمى كه از مجموع آنها زبانه مىكشد.
در حديث ديگرى آمده است: «قبيله «بنو سلمه» در نقطه دور دستى از شهر «مدينه» قرار داشتند، تصميم گرفتند، به نزديكى مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مكان كنند، آيه فوق نازل شد: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى ...» و پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها فرمود: إِنَّ آثارَكُمْ تُكْتَبُ: «آثار شما (گامهاى شما به سوى مسجد) در نامه اعمالتان نوشته خواهد شد (و پاداش خواهيد گرفت) هنگامى كه «بنو سلمه» اين سخن را