تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥
معادى كه اگر نباشد، زندگى اين جهان نا مفهوم و بىمحتوا است.
و بالاخره، معادى كه انكار آن، مساوى است با انكار قدرت، عدل و حكمت پروردگار.
اما چرا مىگويد: آنها اكنون در عذاب و ضلالند؟
اين، به خاطر آنست كه در زندگى، مشكلات و حوادثى وجود دارد، كه بدون ايمان به آخرت، انسان نمىتواند آنها را تحمل كند.
به راستى اگر، زندگى محدود به همين چند روز عمر دنيا بود، تصور مرگ براى هر انسانى كابوس وحشتناكى مىشد، به همين دليل منكران معاد، هميشه در يك نوع نگرانى جانكاه و عذاب اليم، به سر مىبرند، در حالى كه مؤمنان به معاد، مرگ را دريچهاى به سوى جهان بقا، و وسيلهاى براى شكسته شدن قفس و آزادى از اين زندان، مىشمرند.
آرى، ايمان به معاد، به انسان آرامش مىبخشد، مشكلات را قابل تحمل مىكند، و ايثار، فداكارى و جانبازى را براى بشر آسان مىسازد.
اصاصولًا، آنها كه معاد را دليل بر دروغگوئى يا جنون مىشمردند، بر اثر كفر و جهلشان، گرفتار عذاب تاريكبينى و گمراهى دور و درازى بودند.
گر چه بعضى از مفسران، اين عذاب را اشاره به عذاب آخرت دانستهاند، ولى ظاهر آيه نشان مىدهد كه آنها، هم اكنون در اين جهان گرفتار عذاب و ضلالاند.
*** سپس، به دليل ديگرى پيرامون معاد، دليلى توأم با تهديد غافلان لجوج، پرداخته چنين مىگويد: «آيا به آنچه پيش رو و پشت سر آنان، از آسمان و زمين قرار گرفته، نگاه نكردند»؟ «أَ فَلَمْيَرَوْا إِلى ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ مِنَ السَّماءِ وَ