تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣
نشان دهد، و اگر نشان دهد هرگز با واقعيت آن تطبيق نمىكند.
اين اعمال نادرست، و موضعگيريهاى انحرافى انسان است كه، نعمت بزرگ ابزار شناخت را از او مىگيرد، و به همين دليل، مقصر اصلى خود او و گناه آن نيز بر گردن خود او است.
آيات فوق، ترسيم گويائى از همين مسأله مهم و سرنوشتساز است، هوسبازان مستكبر، و خود خواهان متعصب، و دنباله روان بىقيد و شرط را به كسانى تشبيه مىكند كه: از يكسو، در غل و زنجير گرفتارند، اين همان زنجيرهاى هوس و كبر و غرور و تقليد كوركورانه است كه خود بر دست و گردن خويش نهادهاند، و به كسانى تشبيه مىكند كه در محاصره دو سد نيرومند و غير قابل عبور قرار گرفتهاند.
و از سوى ديگر، چشمانشان نيز بسته و نابينا است.
غل و زنجير به تنهائى براى جلوگيرى از حركت آنها كافى است، آن دو سد عظيم نيز به تنهائى مانع فعاليت آنها است، نداشتن چشم و نابينائى خود نيز عامل مستقلى است.
اين دو سد، گوئى به قدرى بلند و نزديكاند كه به تنهائى قدرت ديد آنها را مىگيرند همان گونه كه قدرت حركت را از آنها سلب مىكنند.
كراراً گفتهايم، هدايتپذيرى انسان تا زمانى است كه به اين مرحله نرسيده باشد، اما هنگامى كه به اين مرحله برسد، اگر تمام انبياء و اولياء نيز جمع شوند، و تمام كتب آسمانى را بر او بخوانند مؤثر نخواهد شد!
و اين كه: در روايات اسلامى و همچنين در آيات قرآن، تأكيد شده كه اگر لغزشى براى انسان پيدا شد، و گناهى از او سر زد، فوراً توبه كند و به سوى خدا باز گردد، و از «تسويف»، «تأخير»، «اصرار» و «تكرار» بپرهيزد براى اين است